|
باغ کاغذی |
گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود
اما ماندنی بود
این بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود
پاورقی: چند روز پش داشتم کتاب "شازده کوچولو" رو می خوندم، کتابی جالب که به یقین می تونم بگم یکی از بهترین کتابایی که من تا حالا خوندم... متن بالا هم قسمتی از همین کتاب. [ شنبه 1 بهمن1390 ] [ 17:30 ] [ لیـلا نـادعلی فر ]
بعضی از آدمها پر از مفهوم بودنند پر از حس های خوبند پر از حرفهای نگفته اند چه هستند، هستند و چه نیستند، هستند ... یادشان خاطرشان حس های خوبشان..... آدمها بعضی هایشان سکوتشان هم پر از حرف هست
پاورقی: اسم نویسنده رو نمی دونم... [ جمعه 30 دی1390 ] [ 18:59 ] [ لیـلا نـادعلی فر ]
[ دوشنبه 5 دی1390 ] [ 18:38 ] [ لیـلا نـادعلی فر ]
روزهای فردا
ای لحظه های زیبا ای قرار های زمان کجائید... کجا؟ در کدامین بیراه ها مانده اید؟ لحظه هایم در انتظار سرودن نغمه ها بی تاب شده اند قلبم از هیاهوی این دوران به تنگ آمده است... انتظار... انتظار... انتظار واژه ی غریبی است واژه ای که تمامی دروازه های معنا را به رویم بسته است در تکاپوی این زمان نیلوفری هستم... اما در حسرت دیدن مرداب مانده ام تمامی لحظه هایم طلسم شده است احساسم هذیان می گوید و تب می کند منتظرم ... منتظر عبور نغمه ها از معبد سادگی کجائید پس.... ای همه آنچه را که بدان باور دارم... ای روزهای فردا
[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 15:49 ] [ لیـلا نـادعلی فر ]
معجزه یعنی آرامش ماه تو برکه تنهایی
معجزه یعنی آواز چلچله ها معجزه یعنی امید ...یعنی نوازش دستای باد معجزه یعنی رقص یه کبوتر تو اوج آسمون معجزه یعنی شنیدن صدای یه آشنا میون این همه هیاهو...
[ چهارشنبه 23 آذر1390 ] [ 14:58 ] [ لیـلا نـادعلی فر ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |